از چه مینالی رفیق؟ نعمت زوالی خوب نیست، چون ندانی دانشش، لفظش به كوهخوار خوب نیست، من ندارم گله ای، آموزشت چون خوب نیست، چون كمی گوشش كنی، شاید نگویی خوب نیست، از جنین مادری خوردی مواد معدنی، من ز تیشه كوفتم این سنگ آهن، خوردنی، گر زنی بر سیخ جوج و قلوه و دنده كباب، حالش بری، چون كه پروارش كنند، دادم مواد معدنی، گر كه سنگك می بری با افتخار بر سفره ات، سنگ پختش را من آوردم ز كوی معدنی، گر كه گلدان پر كنی از گل برای دلبرت، خاك ساختش را بدادم از مواد معدنی، چون خوشانت می شود از ریخت خود در آینه، سنگ خامش را بدادم از سیلیس معدنی، ای فلانی! گر كه سازی خانه ات با افتخار، از برای ساختش آهن بری، سنگ بری بهر جمال، گر كه سیمانش كنی بهر قوام ور بمالی ماله ای از گچ برای التیام، من بكندم از دل كوه سنگ را با خون دل، كه تو آسوده بمانی با سر و سامان خویش
شاعر: ایمان فاضلی
با صدای: آیدین زینال زاده
ری اکشن آذری: علیرضا حبیب زاده
ری اکشن مشهدی و فارسی: ایمان فاضلی
عکاس جلد: بهناز شیری
طراحی پوستر: علی دوستی
تنظیم کننده: علی دوستی
تاریخ انتشار در سایت: 1403/04/30